تبليغاتX
تاکرببلا هست زمین را عشق است

بسم رب الزینب(س) و الشهدا و الصدیقین

شهیداحمدسالمیان ...سن ۲۳... شغل پاسدار...محل شهادت:کرمانشاه

هیچ وقت امام را تنها نگذارید.ادامه دهنده راه شهدا باشید نگذارید خون شهدا پایمال

شودارمانها و هدفهای انان را به نحوه ایده ال حفظ کنید.حسین جان عمریست به امید

 دیدارت ازاین محفل به محفل دیگر می روم و می دانم که لایق دیدارت نیستم اما پسر

 فاطمه ترا به جان مادرت فردای قیامت مارا شرمنده مسازدستمان را بگیر و مارا درکنار

خودت قرار ده ما محبین مادرت فاطمه بوده ایم. خداوندا ! نخست در  اینجا درپیشگاه ائمه

اطهار با تو عهد می بندم تازنده ام دست از یاری روح خدا خمینی بر نخواهم داشت زیرا با

عنایت خداوند و وجود نازنین این رهبر عزیز ما از بیراهه های ظلالت نجات پیدا کردیم وبه

 اینجا رسیدیم.

                

(شرح عکس شهیدان احمد سالمیان و ابراهیم نجاتی)

شهید احمد سا لمیان با پدر شهیدم صیغه اخوت خوانده بوده اند این عموی عزیزم زمانی

که پدر منطقه بود با سرکشی ها و... نمی گذاشت خانواده ما کمبودی را حس کنند ... بعد

ازشهادت پدرم که دیگه تمام ذحمات و  ... ما بردوش این عموی عزیز بود که محبت را درحق

ما تمام کرده بود ... و درتاریخ ۲۸/۲/۱۳۶۸  درکرمانشاه به شهادت رسید و ما دوباره ....

شادی روح پدر شهیدم و این عموی عاشق و مهربانم سه تا صلوات

حیدری .....

خاطره ای از عموی شهیدم :

بابچه ها تو سنگرمی نشستیم میدیدم که احمد نیست همه جارو دنبالش می گشتیم

 ولی اثری ازش نبود  نگران می شدیم میدییم بعد از چند ساعت خسته و رنگ رو رفته 

برمی گشت (بیشتر مواقع غیبش میزد) با همون چهره نورانی و مهرابانش. چون می

دونستیم دلش نمی خاد چیزی ازش بپرسیم ماهم بیخیال پرسیدن می شدیم یه بار با

شهید ابراهیم نجاتی تصمیم گرفتیم  دنبالش بگردیم برف سنگینی امده بود ...

سردشت زمستانهای سختی داشت ... اون روز هوا سرد ...برف سنگین ... بعد از کلی

 گشتن دیدیم خیلی دور تر ازسنگرا تو یه شیار با پای برهنه و با یه پیرهن نشسته رو برفا

زیارت حضرت زهرا(س) رو می خونه سیل اشک از چشمهاش جاریه احمد ارادت خاصی

 به مادرسادات حضرت زهرا(س)داشت و با شنیدن اسم مادر حالش دگرگون می شد ...

تا بعد از شهادتش اصلا راز اون غیبت ها رو به کسی نگفتم تا اینکه اسمونی شد و

به کاروان کربلاییها رسید ...

شادی ارواح طیبه شهداخصوصا سرداران مظلوم وغریب شهر کرمانشاه پدر و عموی

شهید من حقیر سه تا صلوات حیدری ....

    یه سر به ادامه مطلب بزنید چند تایی دیگه عکس

از عمو هستش .....


ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط کربلایی جوادنجاتی در جمعه دهم مهر 1388

لينك مطلب


درباره وبلاگ

سلام علیک/
من جواد فرزند شهید ابراهیم نجاتی هستم پدرم ارادت خاصی به اقا اباالفضل داشته خود من هم از غلامان و نوکران اقا هستم(انشالله)و من این وبلاگ رو تقدیم میکنم به ساحت مقدس ارباب و تمامی سرداران شهید شهرمون و در اون ازبیش 10000سردار شهید شهرکرمانشاه که به مظلومیت در این سرزمین زبانزد هستندمی نویسم/انشالله که روز قیامت نگاهی به ما بکنند /


دراخر:یادی از یاران یابهتر بگم دلبرای من :

شهیدان :عموکرم طهماسبی,عمو احمد
سالمیان, خسرو آرمین,بهمن آرمین,جعفر(بهمن)نیری,برومند کهزادی,علی اکبرشرفی,
سیدمجیدکلوشادی,سیدمجتبی تیرانداز,خسرو بصیرمند,شهاب خالصی,
سیدجمال حائری زاده,سیدعلیرضامطلبی,سیدمحمد
سعیدجعفری,مجیدزارعی,مرادحسین کرانی,
عزیزعلی امیدوار,غلامعلی رزلانسری,سیدمحسن کشفی,
کیومرث محمدی,خدامروت گلی,حاج حسین اجاقی, فرض الله رحیمی,مسعودرضایی,
محسن رضایی,حمدالله دکامیّ,محمدجواد شمسی,کورش یزدان پناه,امامعلی امجدیان,
سلمان نقشبندی,غلامرضا فرهمند,غلامرضا قاضی زاده,,حسن الفتی نیا,امیر اشک تلخ,
حسین اشک تلخ,وحید بروجردی,سعید بروجردی,مرتضی امیری,مجیدسلیمانی,
مهدی شاه صنمی,سیدجوادذاکر
:شادی روحشون صلوات حیدری



اینم شماره تماس من :
جستجو


نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


http://www.fadaiyane-eslam.blogfa.com/ شاهد شهادت شهیدان نبوده ام !! اما شاهد شهادت شاهدان شهیدانم ... اما شاهد مرگ آرمانهای شهیدانم ... اما شاهد کم رنگ شدن خون شهیدانم ... امام شاهد پاگذاشتن بر آرمانهای شهیدانم !!


JavaScript Codes